فقط 9روز تا لمس دستان کوچکت....
سلام جیجلی!
منکه قرار بود دیگه تا اومدنت مطلب ننویسم؟!
پس چی شد؟؟
آخه عزیزم شمارش معکوس تک رقمی شد!!!!!!!!!
بهله فقط 9روز مونده تا دیدن روی ماهت.قربون اون روی ماهت
راستی پسرم این روزا تکونات کم شده و طبیعیه،ولی امان ازون روز که تکون بخوری همچین محکم خودتو به در و دیوار دلم میکوبی که من با خودم میگم الان مثه جوجه کوچولوها که تخمو میشکنن الان شکممو پاره میکنی و میای!!!ههههه
عسلیه مامان سخت مشغول جمع و جور کردنم،خونه که بی نهایت شلوووووووووووووغه،بیشتر لوازمو توی جعبه گذاشتم...گذاشتم نه!گذاشتیم،چون شما هم با من همکاری کردی فدات بشم.
بنده خدا بابایی هم سخت مشغول کارای بیرون از خونست،پدربزرگشون هم فوت کرده و یه پای بابایی مراسم عزاست و یه پای دیگش دنبال کارای خونه.
همراه بابایی دیروز رفتیم سینک ظرفشویی و دستگیره های کابینت انتخاب کردیم .
راستی جوجو دیروز صندلی گذاشته بودم و داشتم وسایلو از بالای کمد دیواری برمیداشتم که چشم به یه نایلون تیره خورد و اوردمش پایین تا ببینم توش چیه.و با این صحنه روبرو شدم!!!

عروسکای بافتنی که کار دست عزیز جونیه .اون موقع که من مجرد بودم و از شما و بابایی خبری نبود اینا رو بافت برای نوه ی آیندش.از هر کدوم دوتا بافت برای نی نیه من و نی نیه خاله جون.من اصلا ازینا یادم نبود و وقتی دیدم کلی ذوق کردم.اون لباسم هنر دست مامان عاطفست،دوران دبیرستان،ببین چه مامان هنرمندی داری،همیشه دوس داشتم سریع ازدواج کنم فقط بخاطر اینکه نی نی دار بشم تا اینو تنِ نی نیم کنم،و حالا به آرزوم رسیم،و تا زمستون عکس تورو بااین بافت میذارم تو بلاگت نفسم.
خوب دیشب ساک لوازمتو برداشتم و بازدید کردم و احساس کردم خیلی لباس کم داره،و برای همین بهش یه چیزای دیگه هم اضافه کردم،آخه زایمان من مشهده و باید وسیله زیاد برات بردارم.ناخونگیر لیف تشک.......وای دلم قیلیج ویلیج میره،کی بشه رو تشکت بخوابونمت.........................................
ای خدای من
عکس چند تا از لباساتو میذارم تو این پست،اخه مشهد تنت میکنی و الان میذارم تا برات یادگاری بمونه.
این لباس گوگولیته نمیدونم تا 10روزهگیت که من مشهدم سایزت میشه یا نه...درهر صورت من برات میبرم.
و اینم ساک لوازمت که داره میترکه...بیشتر وسایلت تو ساک نیس،تو کریرت جا دادم.


خوب دیگه پسرم من خیلی خوشحالم اگه بهم رو بدن همین طور به نوشتن ادامه میدم...برم به کارای خونه برسم.
اینا رو هم بابایی خریده برات


بووووووس



فقط 9روز تا لمس دستان کوچکت....
